میراج سکوت
داستانی و پند آموز.....عاشقانه
زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران. حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم. هنــوز نیــامـده ای خداحافــظ ؟ بـــرو اما من پشــت ســرت دســت نه!! دل تکان می دهم!! دو قدم مانده به خندیدن برگ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر....
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان! اگه کسی رمز می خواد بگه بهش بدم ،چون موضوع متفاوت بود نخواستم روی نوشته های دیگم تاثیر بزاره....... سالها رفت و هنوز در مجالي که برايم باقيست که در آن همواره اول صبح مهربانيست که ما را به نکويي و بفهماندمان کادرِ عکاس دوم، نقدی است به حسِ زیبایی شناسیِ این روزهایِ ما؛ سه پروانه یِ زیباتر آن سو نشسته اند... کمی کادر ها را فراخ تر بگیریم. انسانی هست در حوالیِ انسان... به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند. یکدیگر ندارند می ایستند و هرگز نمی دانستند که : خبر دارند از دست ندهید؛ شاد باشید
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم….!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار…!![]()

![]()
![]()
![]()
تقصیـــر تو نیــست
همیــشه همین گونه بوده !
![]()
![]()
![]()
آنقدر دستهایت را باز نکن!
کسی تو را در آغوش نمی گیرد.
ایستادگی همیشه تنهایی می آورد……

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران، خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟ 
![]()
![]()
![]()

باز باران بارید ،
خیس شد خاطره ها ،
مرحبا بر دل ابری هوا ،
هر کجا هستی باش ،
آسمانت آبی ،
و تمام دلت از غصه دنیا خالی![]()
![]()
![]()
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
به زباني ساده
مهر تدريس کنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
شاد باشید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.
به افراد دور و بر خود فکر کنید ...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !
"دیروز"
و
"آینده"
لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.
اندکی فکر کن ...![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

